- کیستی؟
- راوی رنج کهن قشری که صدایی جز صدای خودشان رنجهای نو و کهنهشان را به گوش جامعه نمیرساند...
- کیستی؟
- دردمند اول، مرعوب ثانی، راوی بیروایت، سیاس بیسیاست، بازیگر هزار نقش، قاتل آینهها...
- طفره نرو؛ کیستی؟
- روشنیان هستم؛ فراماسونی که دستکشهای سفیدش را در شومینه سوزانده است...
- از این هذیان پس هذیان گفتنها خسته نمیشوی؟
- هروقت تو از سرک کشیدن و تجسسهای مکرر در زندگیهای ما خسته شدی من نیز خسته میشوم...