اینکه مردم و مخصوصاً بچههای کمسنوسالتر ما انقدر وجود اینترنت براشون مهمه شاید گاهی تنها یک دلیل داره: «هزینه تفریح و سرگرمی و وقت گذروندن با اینترنت از باقی تفریحات سالم و ناسالم کمتره!» شما نمیتونی هزینههای زندگی رو بهطور سرسامآوری افزایش بدی و از ملتی که گاهی لنگ نون شب هستن و یا هزینههای دیگه مثل پوشاک و حتی گاهی درمان رو حذف کردن از زندگیشون انتظار داشته باشی به تفریحات خارج از منزل رو بیارن. تازه این هم حتی دغدغه شما نیست؛ ولی خواستم به اون وجه ماجرا اشاره کنم که به خود من حداقل میگن چرا بیرون نمیری زیاد! خب من وقتی اگه یه هفته برم حتی تنهایی روزی نیم ساعت کافه بشینم طبقه اجتماعیم عوض میشه مگه مرض دارم این کار رو بکنم؟
تفریح و سرگرمیم رو به پیاده روی و موسیقی و فیلم و نوشتن و کتاب خلاصه میکنم تا بتونم روان آرومتری از زمانی که جیبم خالی خالی هست داشته باشم.
من حتی دیگه سالهاست دوستی مداومی در دنیای واقعی ندارم که خب بخشیش به خاطر فاز گوشهگیر و خلوتطلب و کنجخرم هست ولی بحث اصلی اینه واقعاً ارتباط با آدما هزینههایی داره که من از خدامه انجام بدم اگه از دستم بر بیاد ولی واقعاً پولش رو ندارم و همین حس شرمندگی داره برام و ترجیحاتم رو عوض میکنم.
در مورد کم هزینه بودن تفریح با نت گفتم اینم باید بگم که این در حالی هست که تفریح کردن (که اصلاً تفریح به حساب نمیاد) و سرگرمی با همین اینترنت محدود و مزخرف هم هزینههای غیرواقعی داره! بخوام دونه دونه بگم تعدادشون زیاد میشه؛ ولی در این برهه شما با قطع کردن اینترنت فارغ از ضربه سهمگینی که به اقتصاد و زندگی مردم وارد کردید، یه هزینه مضاعف روانی هم به بچهها و خانوادهها تحمیل کردید...