سهو، سهل، ساز...
تکریم واژهها کار ما بود...
عبور از منحنی تکرار به شاعرانهترین حالت کار ما بود...
رقص روی شیشههای شکسته از ابتذال کار ما بود...
ما که هستیم؟
او میداند و بس...
بس که نوشتم و نخواندند دیگر از نوشتن هم حالم بههم میخورد...
فانوسی بیاورید تا همین امشب بروم در دل این جنگل تاریک و آن شیرهایی که گرای گرگها را به شکارچی میدادند را...
ما که هستیم؟
او میداند و بس...
بس که نوشتم و نخواندند دیگر از نوشتن هم حالم بههم میخورد...
فانوسی بیاورید تا همین امشب بروم در دل این جنگل تاریک و آن شیرهایی که گرای گرگها را به شکارچی میدادند را...
- را چه؟
- هیچ...