جریان جنگ‌های جنون‌آمیز جنبنده در جمجمه‌ام را دنبال کردم و به آینه‌ی اتاقم رسیدم؛ رو به تصویر تار تنیده در تار و پود جیوه گفتم: نمی‌دانم من توهم توطئه دارم یا تو تفکر توطئه...
گفت: آن‌ها همیشه چوب لای چرخ ما می‌گذارند و زاغ سیاه ما را تا چوبه‌ی دار چوب می‌زنند...
گفتم: چوب‌کاری نفرمایید؛ ما آنقدرها هم مهم نیستیم...

 
مجموعه «آینه‌ها» تقدیم به نگاه شما
صفر - کدر
یک - آینه
دو - عرق
سه - شکسته
چهار - فرش
پنج - خطکش
شش - حلال
هفت - آینه‌ها
۱