چه کسی میداند؛ شاید حرامزادهای برخاست و حق تمام حلالزادگان این دهکده را از حلقوم آن کشیش عبوس و کثافت که با کتابی در دست به این دهکده آمد و با دین قلابیاش حق یتیم و مظلوم را بالا کشید و یک شراب متبرک هم رویش نوشید بیرون کشید. حرامزاده! چه ناسزای فاقد اعتباری؛ مگر نه اینکه حلالزادگی مردم این شهر را طبق احکام دینی همان کشیش لعنتی میسنجند؟