در مسئله‌ی تابو ما با تفکرات و در امتدادش باورها و برخوردهایی طرفیم که بار عقلانی نداره؛ یعنی حتی در دین و مذهب هم نمی‌تونی گاهی براش دلیل پیدا کنی و فقط یه سری عرف من‌درآوردی هست که یه سری (بزرگان) شاید بنا بر وسواس‌ها یا بیماری روانی و یا خرافات در گذشته باب کردن و بعد از اون‌ها سینه به سینه به عنوان اصل و عرف منتقل شده؛ بدون اینکه حتی یک نفر  بپرسه خب چرا؟

البته اینکه این‌طوری مثال زدم منظورم این نیست که خودم به عرف‌های مرسوم پایبندم و یا مذهب و دین؛ فقط می‌خوام بگم خیلی از چیزهایی که تابو هست به اصطلاح عام حتی پشتوانه‌هایی مثل مذهب و دین و یا فرهنگ ندارن و فقط یه سری چیز از بیخ و بن اشتباهه...

مثالش سیگار کشیدن خانم‌هاست که در بسیاری از جاها خیلی چیز عجیب و غریبیه؛ ولی من فکر می‌کنم سیگار کشیدن خانم‌ها فقط به این دلیل شاید بشه بهش ایراد وارد کرد که بدن اون‌ها نسبت به دود کمی حساس‌تره و یا چون مسئله‌ی بارداری و ... وجود داره ممکنه ضرر مستقیمی به موجود دیگر بزنه...

اما در کل اگر عمیق بشیم ذاتاً اینکه یک خانم سیگار بکشه آنچنان چیز خارق‌العاده‌ای نیست که عده‌ای تعجب می‌کنن و خیلی بد می‌دوننش مخصوصاً تو شهرهای سنتی‌تر و حتی ممکنه قضاوت‌های خیلی ناپسندی صورت بگیره نسبت به شخص...

چه بسا ممکنه همون افراد با قلیون کشیدن خانم‌ها چنین برخوردی نکنن! و اینجا باید دید خب چرا؟ وقتی همون قلیون هم مثل سیگار ضرر داره و حتی ممکنه ضرر بیشتری هم داشته باشه چرا سیگار بده ولی قلیون نه؟ اینکه کسی ترجیحات شخصیش باشه که با خانم سیگاری ارتباط نداشته باشه حالا به‌خاطر زننده بودن سیگار برای خودش یه مسئله شخصیه و سیگار هم یه مثال بود؛ در خیلی موارد دیگه هم همینه و باید فکر کنیم واقعاً چرا؟ چه پشتوانه عقلانی برای خیلی از چیزها وجود داره که این‌چنین چنگ زدن یه عده بهش...

۴