وقتی بحث از احترام متقابل به میان می‌آید شاید تصور بشود منظور از احترام متقابل فقط احترام متقابل به کسانی است که دوست ما هستند و یا کسانی که با آن‌ها در صلح هستیم. خیر؛ اتفاقاً احترام متقابل برای دشمنان بیشتر صدق می‌کند حتی اگر با آن‌ها در جنگ هستیم.

من طبق زیست میان همین مردم عادی جامعه که بعضی‌هایشان مسلمان هم هستند و طبق آموزه‌هایی که در مدرسه و ... داشته‌ام و مطالعات شخصی، تا حدود زیادی به باورهای مسلمین و شیعیان واقف هستم مانند هر شخص دیگری که در این کشور زندگی می‌کند‌.

نکته‌ای که امروز می‌خواهم به آن بپردازم مسئله‌ی قرآن‌سوزی و مسجدسوزی‌هایی است که اتفاق افتاده؛ فارغ از اینکه این کارها را چه کسانی انجام داده‌اند و اینکه اصلا سوزاندن کتاب و نمادها را از هر نوعش ناپسند می‌دانم و کاری عبث و بیهوده؛ باید بگویم نمی‌شود بسوزانی و نسوزی!

شما سال‌هاست نمادهای مختلف دشمنان خود اعم از پرچم‌ها، اشخاص مورد احترام آنان و ... را در مراسمات مختلف خود می‌سوزانید و حتی به یک تعبیر انتزاعی‌تر زندگی اشخاصی که به هر طریقی مخالف با شما بوده‌اند را سوزانده‌اید... حال نمی‌توانید بابت این مسجدسوزی‌ها و قرآن‌سوزی‌ها به دشمنان خود خرده بگیرید.

چه بسا من با همین علم دست و پا شکسته خود می‌دانم که بزرگان دین خودتان هم با چنین کارهایی همیشه مخالف بودند و حتی شما را از توهین به مقدسات مشرکین منع کرده‌اند.

حال فارغ از تمام این مسائل هم باید بدانید اگر از جنگ سخن می‌گویید قطعاً اتفاق افتادن چنین چیزهایی را هم به‌ جان باید بخرید؛ چون دعوا دعوا است و وسط دعوا حلوا خیرات نمی‌کنند.

اما این برای کسانی صدق می‌کند که واقعاً دلسوز دین و مذهب باشند نه کسانی که منافق هستند و می‌خواهند با رفتارهای افراطی به آن ضربه بزنند.

شما نمی‌توانید بگویید پیرو علی هستید و رفتارتان مثل چریک‌های چپ افراطی باشد؛ شما نمی‌توانید بگویید پیرو حسین هستید و از ریخته شدن خون کسی خوشحال بشوید؛ مگر خودتان نمی‌گویید حسین بن علی در روز عاشورا حتی دلش برای شمر می‌سوخت و می‌خواست او را هم نجات دهد؟ حال پرسش من این است که این رفتارهای افراطی و پر از خشونت و تحریک‌کننده برای دشمنان چه شباهتی به پیشوایان‌تان دارد؟

آری برادر؛ نمی‌شود بسوزانی ولی نسوزی...

۱۴