گریز از اتاق به هال خانه از هال خانه به حال خودم و تسریع خواستن من توسط تو که بدل بهسهو میزنی و عمداً میخواهی بمانم و تلاوت کنم آزادی را بهسان صوت قاریهای مصری؛ آن خدایی که اینها میگویند را نمیشناسم؛ ولی آنقدرها هم کافر نیستم؛ و به جز آن زمانها که عموم نظارهگرش هستند؛ در خفا دعایی، قربانت شومی، نوکرت هستمی، سپاسی و یا حتی ناسزایی سوی آسمان روانه میکنم بهسبب خالی نبودن عریضه برای روز جزا؛ حداقل بهتر از آنهایی است که عمری ادعای خداپرستی داشتند و دارند و بویی از انسانیت نبرده و شبانهروز خون خلق خدا را در شیشه میکنند و در محفل شر خویش پیاله پیاله مینوشند بهسلامتی آن ملعون اولی...