حمله هدفمند به عشق تا جایی پیش رفته و جامعه به‌حدی بیمار شده که حتی اون دسته از آدمایی که شاید کمی کمتر گارد دارن در مقابل این مسائل هم تا حدود زیادی میشه گفت به‌صورت ناخودآگاه افرادی که شاید محبت می‌کنن بهشون رو افرادی با نیت‌های غیرحقیقی می‌بینن. (نیت غیرحقیقی منظور هر نیتی غیر از حقیقت همدلی که کمک هست)  چون وقتی در کلِ جامعه افراد منفعت‌طلب بار بیان؛ تصور جمعی در مورد افراد این‌طوریه که معمولا آدمایی که دارن با همدلی صادقانه بهشون کمک می‌کنن و یا محبت رو افراد سودجویی می‌بینن که شاید برای خواسته‌ای در آینده داره این کار رو می‌کنه طرف و یا سودی می‌بره از این کار و این همدلی صادقانه نیست.

این مسئله تا جایی ممکن هست پیش بره که افراد براشون این سوال ایجاد بشه اصلاً چرا اون آدم داره بهشون کمک می‌کنه! جوابش مشخصه چون انسانه؛ چون هم‌وطنه؛ چون... و هزاران مثال دیگر. اگه متوجه شده باشید دارم کم‌کم بحث رو میبرم سمت اینکه کسی نمی‌تونه کسی رو باور بکنه و حتی اون ابعاد محبت‌آمیز رفتارها که در قبالش به‌دنبال منفعتی نیست شخص هم باید براش جواب پیدا کنن. ولی خب در وهله اول انسان با کمک و همدلی با دیگری خودش حس خوب براش ایجاد میشه و آرامش پیدا می‌کنه وقتی باعث خوب شدن حال کسی بشه.

این مسئله برای من در برهه‌هایی از زندگی تبدیل به وسواس شده؛ مثلاً ممکن بود عزیزی حالش بد بود و من تمایل داشتم احوالش رو بپرسم و یا هم‌کلام بشم که کمکش کنم (البته در بعضی موارد این حس رو دارم که می‌تونم کمک کنم؛ حالا برپایه چیزی که تجربه شخصیم بوده و یا تخصصم) ولی بنا بر اینکه این قضاوت در موردم نشه این کار رو نکردم. می‌خوام بگم خود من که دارم اینا رو می‌گم مستثنی نیستم از این مسئله و خودمم یه‌جورایی دچارش هستم.

البته اینم باید در نظر بگیریم که این حرف‌ها به این معنا نیست که همه افراد حتما با نیت‌های درست بهمون نزدیک می‌شن؛ و خب در عین حال باید آدم هوشیار و حواس‌جمع باشه. بحث اصلی اینه غلظت نفرت اونقدر تو جامعه بالا رفته که مهر و محبت و همدلی عجیب به‌نظر میاد برامون. شاید بشه گفت اینارو نوشتم که هممون به خودمون برگردیم و یه جورایی ریکاوری کنیم خودمون رو و یادمون بیاد انسان‌ به‌طور فطری تمایلش به زیبایی و عشق و محبت و مهره و اگه داریم دیگه خیلی دنیا رو سیاه می‌بینیم کمی تعدیلش کنیم؛ چون این احساسات کدر و سیاه که ما رو از هم دور کرده فقط و فقط حاصل آموزش و زیست در یه ساختار و سیستم بیماره...

۶