تقریباً هر چیزی به جز فکاهی و طنز و هم‌خانواده‌هاش رو می‌تونم بنویسم؛ هیچ‌وقت نتونستم نگاه فان صِرف به قضایا داشته باشم؛ البته جدی هم نمیشه گفت؛ یه‌جورایی آشوبم همیشه و کم پیش میاد بتونم رو یه ریتم خاص بنویسم؛ شاید هم دلیلش این باشه که شروع نویسندگی برای من داستان کوتاه بود و توی یه اثر هرچند کوتاه تو باید اتمسفرهای مختلفی برای خواننده ایجاد کنی...

و جالبه بدونید من در تعریف خودم مدت‌هاست از واژه هنرمند استفاده می‌کنم و نویسنده رو کمتر بکار می‌برم؛ چون واژه‌ی کامل‌تری هست و وقتی صفر تا صد آثار رو خودم انجام می‌دم از کاور تا متن و امور نرم‌افزاری، دیگه نویسنده نمیشه گفت. خلاصه حتی اگر دوست نداشته باشید این آثار رو و یا حال نکنید باهاشون هم من از خلق کردن‌شون لذت می‌برم؛ حتی اگر یه نفر هم تو دنیا نباشه که خوشش بیاد؛ من باز هم انجامش می‌دم...

گاهی هم غلط‌نویسی هست توی آثار رسمی حتی که خب شاید از عمد باشه؛ شاید دلیلی داره که بعدها قراره بفهمن همه...

۳