یه بار یه بنده‌خدایی با لبخند مایل به قهقهه بهم گفت: همیشه آن تایمی! واقعاً آفرین...

گفتم: چطور؟

گفت من مشتری‌های زیادی دارم که اکثرشون یا زودتر از موعد میان یا دیرتر؛ ولی توی این دو سالی که تو هفته‌ای یک بار میای پیشم هیچ‌وقت نشده راس ساعتی که توافق کردیم اینجا نباشی و من دیگه از یه جایی می‌تونستم دقیقا بدونم تو سی ثانیه قبل از قرارمون پات میاد توی مغازه و راس ساعت روی صندلی می‌شینی!

یکم فکر کردم و دیدم اصلاً خودم به این مسئله دقت نکرده بودم؛ درواقع اصلاً من برنامه‌ای نداشتم بابت این آن‌تایم بودن و یا رعایتش؛ و خب طبق عادت یه‌جورایی بداهه اتفاق می‌افتاد. از طرفی می‌گفتم خب این که اصلاً آپشن نیست و جزو وظایف هر آدمه که به وقت گرانبهای دیگران احترام بذاره؛ چون خودم واقعاً همیشه زمان کم دارم بابت انجام کارام و قولی هم نمی‌دم به کسی بابت کارای اضافی...

این ماجرا مال یه سال پیش بود و مدتی هم وسواس دقت بهش گرفته بودم و یه جورایی خود همین باعث شد که چندباری آن‌تایم نباشم! این ماجرا گذشت تا اینکه حدوداً یک ماه پیش داشتم تو اپ اسنپ می‌گشتم و با این نشان‌ها مواجه شدم؛ و دیدم که نه واقعا انگار این مسئله صحت داره و من حداقل در ۵ سال برای حدود ۱۰۰۰ نفر آدم مختلف آن‌تایم بودم!

احترام به وقت هر آدم که ارزشمندترین دارایی هر انسانه خیلی مهمه؛ توی ایران تقریباً میشه گفت این مسئله هیچ جایی نداره و متاسفانه تبدیل به یه ضدفرهنگ شده؛ مثلا طرف دیر می‌کنه بگه باکلاسه و یا معطل می‌کنه افراد رو وقتشون رو تلف می‌کنه. توی اداره‌ها هم که به وفور می‌بینی این مسئله رو... 

یکی از بدترین مدل‌هاشم وقتیه که با کسی سر انجام کاری توافقی می‌کنی و تا یه جایی پیش میرید و طرف یهو تصمیم می‌گیره یه مدت دست از کار بکشه سرخود و یا کلا بگه نمی‌تونم! من چون آدم بازخواست و گلایه و شکایت و اینام نیستم معمولا یه عجب آدم بی‌شعوری می‌گم و به زندگیم ادامه می‌دم؛ ولی سر و ته زندگیم رو جمع کنید دو سه سالی توسط این مدل آدمای بی‌شعور هدر رفته...

۹