همیشه هم‌صحبتی با آدمای جدید و بزرگتر کردن دایره دوستانم توی مجازی رو دوست داشتم؛ می‌دونی؟ گاهی شاید آدم دوست داره رایحه‌های جدیدی از گل وجودی آدم‌ها به مشامش برسه و بتونه کشفشون کنه؛ با دیدگاه‌هاشون آشنا بشه، رفاقت کنه از راه دور و ...

شاید هم این یه سپر دفاعی باشه برام؛ برای اینکه وقتی که ممکنه دسترسی نداشتن به هم‌صحبتی با کسی باعث بد شدن حالم و یا انجام کار احمقانه‌ای بشه بتونم به آدم‌های بیشتری دسترسی داشته باشم برای اینکه بتونم پیام بدم و بگم میشه چند دقیقه صحبت کنیم؟ چون در مجموع تعداد آدمای همیشگی زندگی من خیلی معدود هستن؛ چون کلا آدم ارتباط مداوم به اون شکل هم نیستم (واقعا کار زیاد دارم 😀) و تا جای ممکن هم برای همون آدمایی که ارتباطمون کم هست هم وقت می‌ذارم در قبالش... 

شاید هم این به تک‌فرزندی برگرده که برادر یا خواهری نداری که بهش زنگ بزنی یا پیام بدی؛ چون هرچقدر هم با رفیقت احساس راحتی کنی نمی‌تونی راحت و بدون ملاحضه بخوای ارتباط بگیری باهاش...

شاید من همین الان که دارم اینارو می‌گم گاهی اگه به هزار نفر هم در اون لحظه دسترسی داشته باشم و بقام هم تهدید شده باشه به هیچ‌کدومشون رجوع نکنم... :)

اینم واسه اونایی که برادر و خواهر دارن بگم که قدرشون رو بدونید؛ میزان تنهایی یه تک‌فرزند برای کسی که تک‌فرزند نیست تقریباً غیرممکنه؛ چون اون اتمسفری رو تجربه می‌کنه که برای دیگران قابل درک نیست...

۱۵